محمد باقر بن عماد الدين شيرازي
179
ضياء العيون ( فارسي )
و خسك بود و كويند كرم و خشك است مجفف قويست نشف رطوبت ريشها بكند و بثرها و جوششها كه بر سرور وى اطفال بهم مىرسد كه ان را سعفه گويند جون بروغن كل جرب كنند و قنبيل بر آن نباشند خسك كرداند قيثور سنك سفيد كه پاها را بدان مىسايند گرم و خشك است ريشهاى عميق را بركرداند و كوشت بروياند و كوشت زيادتى بخورد و اولى آن بود كه سوخته استعمال نمايد و سوختن وى چنان بود كه در شب آتش كنند تا كرم شود و بيرون اورند و در شراب ريحانى اندازند پس ديگر بار گرم كنند و در آب اندازند پس گرم كنند و بكذارند تا سرد شود قطن پنبه را چون بسوزانند در حرارت نهند خون باز دارد قيموليا نوعى از رخام است مانند صفايح رخام سفيد و براق و خوشبوى سرد و خسك بود از براى سوختكى آتش نافع بود خاصه كه باب و سركه طلا نمايند و بر ورمها ، كرم طلا كردن مفيد است و جراحتهاى